۱۳۸۹ اردیبهشت ۳, جمعه

دیوار کوتاه کودکان


افزایش آمار کودک آزاری در شش ماه نخست سال ۸۸ نشان می دهد خشونت در جامعه رشد کرده است.

آذر ماه سال گذشته وقتی مسوولان دولتی از ثبت ۱۴۴ هزار و ۵۶۵ مورد کودک آزاری طی شش ماه نخست سال ۸۸ خبر دادند، واکنش تحلیلگران آسیب های اجتماعی کافی بود تا آنها در اظهار نظرات بعدی خود با وسواس بیشتری به این موضوع بپردازند و به شیوه مرسوم خود به دادن آمار و ارقام و نرخ های مبهم در این زمینه بسنده کنند.

همان زمان مدیر کل دفتر آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با اشاره به افزایش آمار کودک آزاری در شش ماه نخست سال ۸۸ تاکید کرد این امر به هیچ وجه نشان دهنده رشد آسیب های اجتماعی نیست.

با این وجود، تحلیلگران آسیب های اجتماعی بلافاصله در گفت و گو با خبرگزاری های مختلف بر این واقعیت صحه گذاشتند که افزایش آمار کودک آزاری در شش ماه نخست سال ۸۸ نشان می دهد خشونت در جامعه رشد کرده است.

پس از اعلام رشد بی سابقه کودک آزاری در ایران در آذر ماه سال گذشته، اظهار نظر قابل توجهی از طرف مسوولان دولتی در این مورد انجام نشد. تنها در اسفند ماه سال گذشته مدیر کل دفتر آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور ۱۱ درصد از تماس ها با اورژانس اجتماعی در ۹ ماهه سال ۸۸ را مربوط به کودک آزاری دانست که این اظهار نظر مبهم به خودی خود نشان دهنده هیچ واقعیتی نبوده و ارزش چندانی ندارد.

با این وجود، کودک آزاری مساله ای است که اکنون بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. کودک آزاری عبارت است از هرگونه فعل یا ترک فعلی که باعث آزار روحی و جسمی و ایجاد آثار ماندگار در وجود کودک شود. برخی از این آثار می تواند مخفی باشد. ممانعت از حاضر شدن کودک در کلاس درس، محروم کردن او از غذا، حبس کودک در حمام و زیرزمین برخی از اشکال مخفی کودک آزاری است. تنبیه بدنی و تجاوز جنسی به کودک هم از انواع کودک آزاری فیزیکی است که علائم آن را می توان ردیابی کرد.

غلامرضا علیزاده محقق و استاد دانشگاه، آزارهای کودکان را سخت افزاری و نرم افزاری می داند و می گوید: «در برخی موارد خشونت های کلامی و زبانی زخم هایی را ایجاد می کند که تا آخر عمر همراه انسان هستند و مضرتر از خشونت های جسمی است.»

بیش از ۳۰ درصد از کودکان یک تا پنج سال در معرض آزارهای جسمی هستند

افراد تا ۱۸ سالگی کودک محسوب می شوند و طبق آخرین آمار صندوق کودکان سازمان ملل، در ایران ۹ میلیون کودک زیر شش سال و ۲۷ میلیون کودک زیر ۱۸ سال وجود دارد.

بر اساس نتایج مطالعات وزارت بهداشت ایران درباره کودک آزاری که با حمایت یونیسف انجام شد، ۳۱ درصد از کودکان یک تا پنج سال، ۲۰ درصد از افراد شش تا ۱۱ سال و ۹ درصد از نوجوانان ۱۲ تا ۱۸ سال مورد آزار جسمی توسط والدین و سرپرستان خود قرار گرفته اند.

همچنین پژوهش های دفتر پژوهش های دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی روی ۷۷ هزار و ۸۵۵ دانش آموز پسر پایه دوم مقطع راهنمایی مدارس دولتی نشان می دهد ۲۰ درصد از دانش آموزان در معرض آزار های جسمی قرار دارند. ۲۰ درصد از والدین این کودکان با یکدیگر مشاجره و درگیری دارند که آزار جسمی و عاطفی را در پی دارد. ۲۷ درصد از دانش آموزان اظهار کرده اند زندگی پرتنشی دارند. ۳۵ درصد از والدین سختگیری دارند. ۳۵ درصدشان اعتقاد دارند والدین شان انتظاری بیش از حد توانایی آنها دارند. ۵۸ درصد کاملاً احساس تنهایی می کنند. ۱۰ درصد احساس راحتی در خانه را ندارند. ۴۰ درصد از دانش آموزان مجبورند به تنهایی از عهده مراقبت های خویش برآیند که نشان دهنده آزار عاطفی و بی توجهی خانواده است. ۲۵ درصد از آنان می گویند که آسایش ندارند. ۹ درصد تمایل شدید دارند که در یک خانواده دیگر زندگی کنند و ۵۵ درصد گفته اند چنانچه از قوانین پیروی نکنند به شدت تنبیه می شوند.

کارشناسان دلایل متعددی برای کودک آزاری و شیوع آن در یک جامعه ذکر می کنند که مهم ترین آنها فقر اقتصادی، بی عدالتی اجتماعی، بیکاری، فاصله طبقاتی زیاد و درآمد کم خانواده ها، عوامل فرهنگی و نهادینه شدن خشونت در یک جامعه است.

فقر اقتصادی مهم ترین عامل کودک آزاری

بر اساس یک نظریه جامعه شناختی اقتصاد زیربنا است و کنش های انسانی که در زندگی و جامعه نمود پیدا می کند معلول شرایط اقتصادی افراد و جامعه است. بر این اساس فقر اقتصادی می تواند به فقر فرهنگی دامن بزند و اگر این واقعیت پذیرفته شود که ریشه بسیاری از آسیب های اجتماعی فقر است، شیوع کودک آزاری در ایران نیز نشان دهنده فقر و نابسامانی اوضاع اقتصادی است. هرچند کودک آزاری در بین خانواده هایی که در طبقات مختلف جامعه قرار دارند، دیده می شود اما این آسیب اجتماعی در میان خانواده های فقیر شیوع بیشتری دارد.

از طرف دیگر، یکی از اشکال بارز و شایع کودک آزاری به کار گماردن کودکان و بهره کشی اقتصادی از آنهاست. بر این اساس کودک کار مصداق بارز کودک آزاری محسوب می شود.

از تعداد کودکان کار در ایران مانند بسیاری از موارد دیگر آمار قابل استنادی در دست نیست. با این وجود، اظهار نظرات مسوولان دولتی حاکی از این است که تنها در تهران حدود هفت هزار کودک کار وجود دارد. این رقم هرچند تکان دهنده است اما فاصله نجومی با رقم واقعی دارد.

رقمی که مسوولان دولتی عنوان می کنند بیشتر مربوط به کودکانی است که کار آنها بارز است و در سطح جامعه دیده می شوند. در سال های اخیر هیچ نهادی آماری نزدیک به واقعیت از تعداد کودکان کار نداده است اما گفته ها حاکی از این است که تعداد این کودکان رو به افزایش است.

تحقیقی که توسط انجمن حمایت از حقوق کودکان با همکاری دانشگاه بهزیستی و توانبخشی ایران در تهران روی ۵۸۵ کودک خیابانی انجام شده است، نشان می دهد علاوه بر افزایش ۲۳ درصدی این کودکان در منطقه تجریش تهران و ۸۱ درصدی آنها در میدان رسالت این شهر، ۴۸ درصد از آنها شش تا ۱۲ سال دارند.

این تحقیق همچنین مشخص کرده ۱۶ درصد از این کودکان زیر ۱۶ سال دارند و ۳۰ درصدشان بین ۱۲ تا ۱۸ سال دارند. این در حالی است که طبق قانون به کار گماردن افراد زیر ۱۸ سال جرم محسوب می شود.

در مورد کودکان کار هرچند سال گذشته مسوولان دولتی پس از ناهماهنگی های زیادی که بین سازمان های ذی ربط وجود داشت اعلام کردند مشغول ساماندهی کودکان و برخورد با متخلفان هستند اما هنوز، این ابهام باقی مانده که آیا صرف برخورد قضایی می توان این آسیب اجتماعی را کنترل کرد و کاهش داد یا باید به

دنبال خشکاندن ریشه های آن که همانا فقر، بیکاری، فاصله طبقاتی و… است، بود؟

در این باره رئیس انجمن علمی مددکاری ایران می گوید: «آنچه کودکان کار از آن به عنوان اجبار زندگی و فقر یاد می کنند صحت دارد و دروغ نیست.»

مصطفی اقلیما ادامه می دهد: «نباید با کودک کار احساسی و شتابزده برخورد کرد؛ چرا که دستفروشی آشکار امروز می تواند به مواد فروشی پنهان فردا بدل شود.»

وی با بیان اینکه اگر برای همین کودکان مشاغل سبک و مناسبی در نظر گرفته شود دیگر نیازی به حضور آنها در خیابان ها و تحمل نگاه ها نیست، خاطر نشان می کند: «باید با این معضل به صورت واقعی برخورد کرد و شعارها را کنار گذاشت.»

عوامل فرهنگی موثر در کودک آزاری

هر چند کودک آزاری در برهه هایی از زمان و با توجه به شرایط اقتصادی- اجتماعی جامعه رشد می یابد اما، ریشه هایی در فرهنگ یک جامعه نیز دارد.

نتایج یک تحقیق میدانی در ایران نشان می دهد بیش از ۵۰ درصد والدین، تنبیه بدنی کودکان را حق خود می دانند و آن را یکی از راه های تربیت کودکان ذکر می کنند.

در این میان ۴۰ درصد از والدین در مواردی اقدام به تنبیه بدنی کودکان خود کرده اند.

از طرف دیگر ضعف در قوانین یا اجرای آنها می تواند به شیوع آسیب هایی مانند کودک آزاری دامن بزند. در مورد کودکان، ایران در سال ۷۲ پیمان نامه جهانی حقوق کودک را پذیرفته که بر اساس آن هیچ کودکی نباید مورد شکنجه، رفتار ستمگرانه و بازداشت غیر قانونی قرار گیرد و مجازات اعدام و حبس ابد در مورد خلافکاری های کودکان زیر ۱۸ سال ممنوع است.

همچنین بر اساس این پیمان نامه کشورهای عضو برای حمایت از کودکان در برابر خشونت های جسمی و روحی، هر گونه آزار، بی توجهی و سهل انگاری باید اقدامات قانونی، اجتماعی و آموزشی لازم را به عمل آورند. دولت های امضا کننده

پیمان نامه جهانی حقوق کودک موظف شده اند اقدامات لازم برای محافظت از کودکان در برابر استفاده غیر مجاز از مواد مخدر، داروهای روان گردان و قاچاق این مواد را انجام دهند و از طرف دیگر بند های این پیمان نامه باید به اطلاع افراد جامعه برسد؛ این در حالی است که نه تنها بسیاری از ایرانیان از وجود چنین پیمان نامه ای مطلع نیستند که گاه قوانین داخلی مواد پیمان نامه را نقض می کنند. برای مثال در قوانین داخلی به صراحت عنوان شده که اقدامات والدین و سرپرستان که موجب تادیب یا حقارت کودکان شود مشروط بر اینکه در حد متعارف باشد ایرادی ندارد در حالی که این حد متعارف مشخص نشده است.

از طرف دیگر در بحث اجرای قوانین گاه کاستی هایی به چشم می خورد که ضرر و زیان آن متوجه کودکان است. برای مثال در مورد کودکان خیابانی بنا بر قانون ۱۳ دستگاه مسوولیت دارند اما، این دستگاه ها با انداختن توپ در زمین دیگری از زیر بار مسوولیت شانه خالی می کنند و به جای رفع مشکلات کودکان به انتقاد از یکدیگر می پردازند. نمونه ای از این برخورد در اسفند ماه سال گذشته اتفاق افتاد که مدیر کل دفتر آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در گفت و گویی خبری با بیان اینکه بهزیستی بر اساس قانون وظیفه ای در قبال کودکان خیابانی ندارد، گفت: «در زمینه ساماندهی کودکان خیابانی ۱۳ دستگاه در کل کشور این وظیفه بر عهده دارند که در مجموع می توان گفت در این بخش هیچ یک خیلی موفق نبوده اند.»

وضعیت در مورد کودکان کار نیز به همین شکل است چنانکه قاسم حسنی عضو هیات مدیره انجمن حمایت از کودکان کار با اشاره به اینکه یکی از مشکلات و کاستی های کودکان نبود نهاد متولی امور آنهاست، گفته است: « در حال حاضر در حوزه کودکان هیچ نهاد متولی رسیدگی به این قشر وجود ندارد.»

به هر حال به نظر می رسد رفع مشکلات کودکان از کودکان کار و خیابانی گرفته تا کودکانی که در خانواده هایی با فقر اقتصادی و فرهنگی زندگی می کنند و مورد آزار و اذیت قرار می گیرند، نیازمند عزم جدی مسوولان دولتی است. کنترل و کاهش آسیبی مانند کودک آزاری تنها با بهبود شرایط اقتصادی خانواده ها، آموزش، قانونمداری و در درجه آخر برخورد قضایی قاطع امکان پذیر است.

منبع: خبرآنلاین

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر